تبليغاتX
گزارش‌هاي ناتمام ...

گزارش‌هاي ناتمام ...

افكار پريشان، خستگي و درماندگي يك انسان در دنيايي كه هيچ راه گريزي از آن نيست

دنيا خيلي قشنگه من دوسش دارم با تموم بديهاش و دوستش دارم با تمام دروغ‌هاش و دوستش دارم با تمام غم ها و نا اميدي‌هاش.

دنيا خيلي قشنگه چون درست زماني حالتو ميگيره كه نميدوني چرا داره اين كارو ميكنه و وقتي بهت حال ميده كه بازم باورت نميشه چرا داره اين كارو ميكنه.

دنيا خيلي قشنگه چون طعم خرمالوي نرسيده‌اي رو ميده كه دوست داري بخوريش ولي وقتي قورتش ميدي پدر دلو روده ات در مياد.

دنيا خيلي قشنگه چون حتي وقتي ازش خسته ميشي از رفتن ميترسي.

من دلم ميخواد بميرم تا اين همه قشنگي‌هاي دنيا رو نبينم...

+ نوشته شده در  بیست و هفتم مهر 1390ساعت 6:22 PM  توسط آهو  |